شکنندگی به زبان ساده

به گزارش وبلاگ بالو، به منظور آشنایی هرچه بیشتر علاقه مندان با مفاهیم مالی و به کارگیری صحیح این موارد در تحلیل های مالی، ایده تهیه و ارائه بروشورهایی با عنوان اقتصاد به زبان ساده در معاونت مالی اتاق ایران مطرح و توسط مرکز پژوهش های اتاق ایران به اجرا درآمده است. در شماره چهل وچهارم این بروشور مالی به موضوع شکنندگی و نشانه های آن در اقتصاد ایران پرداخته شده است.

شکنندگی به زبان ساده

در بخشی از این گزارش در تبیین مفهوم شکنندگی آمده است: شکنندگی چالشی است که برخلاف انتظار عمومی، به موازات افزایش آزادی و شکوفایی اقتصادی در بعضی از مناطق جهان افزایش یافته است. البته تعاریف متعددی از شکنندگی وجود دارد. همه این تعاریف به ابعاد مشابهی از شکنندگی در حوزه های اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی اشاره دارند. به عنوان مثال بانک جهانی، در تعریفی که در سال 2013 ارائه داده است، حکومت های شکننده را حکومت هایی تعریف می نماید که با چالش های جدی توسعه، از قبیل ظرفیت های نهادی ضعیف، حکمرانی بد، بی ثباتی سیاسی و خشونت های مداوم و متواتر یا آثار ناشی از درگیری های شدید در گذشته، روبه رو هستند.

همچنین سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه (OEC) شکنندگی را ترکیبی از در معرض خطر قرار داشتن و عدم توانایی حاکمیت و جامعه در مدیریت، جذب و یا کاهش اثرات خطر مذکور تعریف می نماید که می تواند نتایج نامطلوبی از جمله خشونت، عدم کارکرد نهادها، آوارگی، بحران های انسانی و غیره را به همراه داشته باشد. در گزارشی که در سال 2016 توسط این سازمان و تحت عنوان گزارش حکومت های شکننده منتشر شده، پنج بُعد برای شکنندگی تعریف شده است: اقتصادی، محیطی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی. در این چارچوب، هر کدام از این ابعاد در 6 حالت (از سطح محدود تا سطح شدید) درجه بندی می شود.

به عنوان یک تعریف جامع که در بسیاری از منابع موجود آمده، شکنندگی به مجموعه ای از موانع برای دستیابی به صلح، امنیت و توسعه پایدار اطلاق می شود که با حاکمیت ضعیف، ظرفیت های نهادی محدود، یکپارچگی اجتماعی پایین و مشروعیت اندک مشخص شده و سبب عدم کارایی قراردادهای اجتماعی و کاهش تاب آوری می شود.

دلایل ایجاد شکنندگی و ابعاد آن؟

شکنندگی، ابعاد متعددی دارد: بُعد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی. تعاریفی هم وجود دارند که بُعد محیطی و یا جنبه های خاصی از ابعادی نظیر عدالت، کنترل داخلی و یا ناهمگونی جمعیت را هم در نظر می گیرند. با وجود این تفاوت ها، همه تعاریف موجود، نتایج مشابهی را دست می دهند.

به عبارت دیگر، همه مدل های مذکور شرایط شکننده را شامل تضعیف قراردادهای اجتماعی به دلیل حاکمیت ضعیف، عدم کفایت نهادی، پیوستگی اجتماعی پایین و مشروعیت اندک می دانند که نتیجه آن، تاب آوری پایین اجتماعی است. شدت شکنندگی درجات مختلفی داشته و این شدت در ابعاد و زمان های مختلف، ممکن است متفاوت باشد.

باید گفت اگرچه بیشتر تعاریف و شاخص ها، بر عملکرد دولت تاکید دارند، اما در نظر داشتن این مسئله نیز اهمیت دارد که شکنندگی می تواند ناشی از روابط ناکارآمد میان گروه های مختلف در جامعه، از جمله روابط آن ها با دولت باشد. در واقع شکنندگی به دلیل این که نشانه ای از تضعیف قراردادهای اجتماعی است، باید از دو جنبه موانع اجتماعی و موانع حاکمیتی مورد آنالیز قرار گیرد.

به طور کلی تصمیمات جامعه بین المللی در خصوص چالش های ناشی از شکنندگی همیشه تحت تأثیر سه ملاحظه مهم قرار داشته است: افزایش احتیاج به تأمین منابع اقتصادی در زمان حوادث و فجایا و بعد از آن، رها شدن کشورهایی که از رشد و دستیابی به توسعه پایدار جا مانده اند و از همه مؤثرتر، شوک بین المللی ناشی از موج تروریسم.

شکنندگی و رابطه آن با تاب آوری؟

طی دهه های اخیر، همه کشورهای جهان با پدیده شوک های برون زا روبرو بوده اند. نظریه پردازان توسعه، با آنالیز هزینه ها و دستاوردهای شوک های برون زا در کشورهای مختلف جهان، مشاهده کردند که میزان استفاده از فرصت ها و مهار تهدیدهای بالقوه ناشی از این شوک ها، بیش از هر چیز تابع میزان توانایی دولت ها در واکنش مناسب و به موقع در مقابل این شوک ها بوده که به این ویژگی تاب آوری[2] گفته می شود. کشورهایی با قدرت انعطاف بیشتر می توانند واکنش های به موقع و مناسبی بروز دهند و تهدیدها را به فرصت تبدیل کنند، در حالی که کشورهایی با عدم آمادگی کامل، حتی قادر هستند فرصت را نیز به تهدید تبدیل کنند. در ادبیات جهانی، تاب آوری را به توانایی حکومت و جامعه در جذب، سازگاری و تحول در راستای پاسخ به یک شوک یا استرس بلندمدت تعبیر نموده اند. ویژگی اساسی تاب آوری، یک پیمان اجتماعی محکم میان حکومت و جامعه در خصوص نقش و مسئولیت متقابل آن ها است. تعامل میان دولت و جامعه که اساس پیمان اجتماعی را تشکیل می دهد، در خلال مکانیسم های نهادی رسمی و غیر رسمی اتفاق می افتد که در صورت ارتباط سازنده، به تدریج سبب ایجاد اعتماد و منفعت دوجانبه شده و منبع مهمی برای حفظ ثبات در زمان بحران خواهد بود.

همانطور که پیش تر اشاره شد، شکنندگی سبب از کار افتادن قراردادهای اجتماعی و کاهش تاب آوری می شود. تجربه کشورها نیز نشان می دهد که حکومت ها و جوامع با ثبات در مقابل شوک های داخلی و خارجی عملکرد بهتری دارند. اما حکومت های شکننده معمولاً در مارپیچی از ضعف و خشونت گرفتار می شوند. بخش زیادی از این مسئله به ظرفیت های تاب آوری برمی شود. جوامعی که تحت تأثیر حاکمیت ضعیف، محدودیت ظرفیت های نهادی، اتحاد اجتماعی اندک و مشروعیت پایین قرار دارند، بیشتر دچار از کارافتادن تدریجی قراردادهای اجتماعی، از بین رفتن تاب آوری اجتماعی و قرار دریافت در سطوح پایین توسعه انسانی و اقتصادی می شوند. این کشورها اغلب درجات زیادی از خشونت و عدم احترام به قانون را تجربه می کنند.

افزایش ثبات اقتصاد کلان، افزایش کارایی بازارها، حکمرانی خوب و توسعه اجتماعی از جمله عواملی هستند که جوامع را به سمت افزایش تاب آوری سوق می دهند. در ادامه بحث خواهد شد که اقداماتی از جمله افزایش ثبات اقتصاد کلان و تقویت نهادی، در راستای کاهش شکنندگی نیز به کار برده می شود و لذا کاهش شکنندگی و افزایش تاب آوری دو سیاست هم سو و هم راستا بوده که نقش مهمی در فرآیند توسعه کشورها دارد.

آنالیز شرایط شکنندگی در ایران

اگرچه ارائه یک تصویر صحیح از میزان شکنندگی اقتصاد ایران، احتیاجمند تحلیلی یکپارچه از سیستم اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و محیطی و تعامل میان آن ها است، اما شکی نیست که دائمی بودن مخاطرات ناشی از نوسانات منابع نفت و تحریم های بین المللی که از سال گذشته با شدت بیشتری اعمال شد، سبب کاهش توان دولت برای مقابله با بحران های داخلی و خارجی شده است.

در بخش دیگر این گزارش آمده است: در طی سه دهه اخیر، اقتصاد ایران با فراز و نشیب های بسیاری روبرو بوده است. بحران های متعدد ارزی، کسری بودجه، تورم، حجم بالای نقدینگی نامتناسب با عملکرد اقتصادی کشور، بحران در سیستم بانکی، شوک ناشی از افزایش تحریم های بین المللی و مسائلی از این دست دائماً گریبان گیر اقتصاد کشور بوده است. در کنار بحران های اقتصادی، بحران های طبیعی نظیر سیل و زلزله، خشکسالی، و همچنین خشونت های ناشی از اعمال تحریم ها همه در کنار یکدیگر کشورمان را با شرایطی نه چندان باثبات طی سال های اخیر روبه رو ساخته است. در چنین شرایطی، شیوع بیماری کرونا و گسترش سریع این ویروس در کشورمان از ماه های پایانی سال 98 نیز بر آشفتگی های کشور افزوده و عملاً با بحران انسانی روبرو ساخته است.

شاخص شکنندگی برای دولت ایران از سال 2006 مورد محاسبه قرار گرفته است. رتبه و مجموع نمرات کسب شده توسط ایران در فاصله سال های 19- 2006 در جدول شماره یک آورده شده است. نکته قابل توجه این که اگرچه صندلی کشور از نظر شاخص شکنندگی دولت ها در طی سال های مورد آنالیز در نوسان بوده است، اما آن چه مشخص است، این است که طی این دوره، مجموع نمرات شاخص های شکنندگی ایران همیشه بالای 80 بوده و کشور را ذیل عنوان کشورهای با هشدار بسیار شدید قرار داده است.

در تمام سال های دوره آنالیز، مجموع نمرات کسب شده توسط ایران بالاتر از 80 بوده که نشان دهنده شرایط نامساعد کشور در این شاخص است. در سال 2019، به ترتیب شاخص های شکاف میان نخبگان و دولت و شکایات عمومی با نمرات 9.6 و 9.5 بدترین شرایط را در بین شاخص های دیگر داشته اند. بعد از آن مشروعیت دولت با نمره 9، حقوق بشر و حاکمیت قانون با نمره 8.9 و سپس فقر و افول اقتصادی و دستگاه های امنیتی هر دو با نمره 6.9 قرار می گیرند.

در بخش نهایی این گزارش آمده است: شکنندگی ترکیبی است از موانع دستیابی به صلح، امنیت و توسعه پایدار که مشخصه آن حاکمیت ضعیف، ظرفیت های نهادی محدود، یکپارچگی اجتماعی پایین و مشروعیت اندک حاکمیت است. در یک فضای شکننده کارایی قراردادهای اجتماعی از بین رفته و توانایی حکومت و جامعه در سازگاری و پاسخ گویی به شوک های داخلی و خارجی دستخوش تضعیف قرار می گیرد.

از آنجا که شکنندگی سبب افزایش فقر و خشونت شده و پیامدهای منفی ناشی از آن به یک منطقه جغرافیایی مشخص محدود نشده و قابل سرایت است، شناخت و کوشش برای مبارزه با آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

هیچ کدام از تعاریف موجود از شکنندگی نمی توانند مرز مشخص و واضحی میان شرایط شکننده و غیر شکننده قائل شوند. لذا چالش اصلی، تشخیص زودهنگام شرایط بحرانی و مبارزه با شکنندگی از یک سو و مشخص اولویت در برنامه ها و اقدامات مورد احتیاج و نهادهای مسئول انجام این اقدامات از سوی دیگر است.

این امر در خصوص اقتصاد ایران، به دلیل سوءمدیریت های صورت گرفته در دهه های اخیر و کارنامه عملکردی غیر قابل قبول، اهمیت بسیار بالایی دارد. تکیه صرف به درآمدهای نفتی و تبدیل شدن به اقتصاد تک محصولی اصلی ترین و ریشه دارترین کانون آسیب پذیری کشور در حوزه اقتصادی است که باعث ایجاد ضعف در بنیه تولیدی کشور شده است. وابستگی بیش ازحد اقتصاد به نفت، کشور را در برابر هر شوک نفتی به شدت آسیب پذیر و شکننده نموده و هزینه های هنگفتی را برای کشور به همراه داشته است.

لذا به نظر می رسد اولویت در اصلاح شرایط و حرکت به سمت تاب آوری، تجهیز کشور به گونه ای است که تاب مقابله با شوک های برون زا را داشته باشد. تا زمانی که آمادگی لازم برای مدیریت مخاطرات بالقوه ایجاد نشود، بروز هر تکانه ای می تواند به بحرانی جدی بدل شود. در شرایط فعلی که در کنار انواع و اقسام شوک هایی نظیر تحریم، سقوط قیمت نفت و عدم توان فروش منایع نفتی، ویروس کرونا هم اقتصاد و جامعه مان را به شدت متأثر نموده است، انتظار می رود به دور از کوته نگری و شتاب زدگی، به دنبال کم هزینه ترین و اثرگذارترین اقدامات برای خروج از شرایط کنونی بود.

درواقع باید گفت: شکنندگی رابطه ای نزدیک و معکوس با تاب آوری دارد و افزایش آن به معنی کاهش تاب آوری و انعطاف پذیری اقتصاد و کشور در مقابل شوک های داخلی و خارجی است.

از آنجا که محدوده اثر چنین چالش بزرگی تنها منحصر به درون مرزهای یک کشور نبوده و قابل سرایت است، شناخت، آنالیز و پیشگیری از وقوع آن از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا راهکار بهینه کوشش برای گذار ازشکنندگی به تاب آوری است.

در این راستا نیز آن چه بیش از همه مثمر ثمر خواهد بود، اولویت بندی و انتخاب مهم ترین اولویت ها و مسئولیت ها است که این مسئله نیز احتیاجمند شناخت گسترده از ماهیت درونزای ساختار حاکمیت و فرآیندهای توسعه ای است. همچنین برای دستیابی به نتایج بادوام، مشروع و متناسب که از نظر سیاسی قابل حمایت بوده و عملیاتی باشد، علاوه بر پیگیری همکاری های بین المللی، باید به دنبال هماهنگی در میان نیروهای تاثیرگذار داخلی و رسیدن به یک توافق کلی سودمند بود.

متن کامل چهل و چهارمین شماره بروشور اقتصاد به زبان ساده با موضوع شکنندگی را از اینجا دریافت کنید.

منبع: اتاق بازرگانی ایران

به "شکنندگی به زبان ساده" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "شکنندگی به زبان ساده"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید